مدح و مرثیۀ حضرت زینب سلاماللهعلیها
به شـأن بیبـدل او سـلام بـاید گـفـت به خاکِ چـادرِ او نـورِ تام بـاید گفت برای گـفـتـنِ از دخـتـر عـلی، زینب همیـشـه با ادب و احـتـرام باید گـفت به او و ایل و تبارش همیشه ارباب و به ما همیشه و هر جا غلام باید گفت حـوائجِ دلِ ما را نـگـفـته امـضا کرد به سـایۀ کـرمـش مـسـتـدام باید گـفت هرآنچه گفته شد از صبرِ او چه ناچیز است که از مراتبِ صبرش، مدام باید گفت به تیغِ خطبۀ خود، شام را قیامت کرد بـه او مـدافـعِ کـلِّ قــیـام بـایـد گـفـت قسم به عشق، که هر خطِّ خطبۀ او را کــمـالِ قـلـۀ عــلـم کـلام بـایـد گـفـت چه داغها که ندیده، برای گفـتنش از مدینه، کوفه و از شهرِ شام باید گفت پس از وداعِ غـریـبانـۀ غـروبِ دهـم به او محـافـظ جـانِ امـام بـایـد گـفـت میانِ خـیمـۀ سـوزان نبـود جایش، نه ولی چگـونه ز بزم حـرام باید گفت؟ |